تبليغاتX
فونیکس

وظیفه شما در هنگام پیگیری کردن

1- ملموس کردن سود این سیستم و حقیقی بودن این سیستم

2- جواب دادن به سوالات افراد

که هر دو اینها رابطه مستقیم دارند با

Shift Their Mind

عوض کردن نگرش آنها

روشی موثر برای انجام وظایف شما در پیگیری

با دقت به حرفهای افراد گوش دهید مهم نیست که چند بار همان صحبت را شنیده باشید(برایان تریسی)

با دقت به صحبتهای او گوش دهید در هنگام گوش دادن سر تکان بدهید و خود را از نظر فیزیکی به سمت او ببرید با اشتیاق نه به دروغ با این کار او را ترغیب می کنید که او هم به طور کامل به صحبتهای شما گوش بدهد این کاربه شما کمک می کند تا بتوانید بهتر به سوالات او جواب دهید چون می دانید که مشکل او کجاست

بعد از پیدا کردن سوالات فرد باید فکر کنید که بهترین روش برای جواب دادن و تاثیر گذاشتن بر او چیست با توجه به خصوصیات رفتاری او توجه کنید که با فرد وارد مشاجره نشوید حتی اگر صاحب نفوذ هستید یادتان باشد شما کسی را مجبور به انجام کاری نباید بکنید تصمیم گیر نهایی اوست اورا متوجه این موضوع بکنید

سوال کردن از طرف شما به او نشان می دهد که شما به صحبتهای اوگوش داده اید با این کار او را متوجه می کنید سوالات و صحبتهای بی معنا نکند چون او می داند شما به دقت به صحبتهای او گوش می دهید

ایراد و سوالات افراد به معنی این است که اطلاعات شما کافی نبوده یا روش انتخابی شما غلط بوده و بر او تاثیر نگذاشته می توانید اگر میدانید که هر دو قسمت را به طور کامل انجام داده اید برای رفع این کار میتوانید جواب سوالات افراد را در چندین بار به طور کامل توضیح دهید مراقب باشید با این کار در او حس نخوشایندی ایجاد نکنید( بگویید این فکر کرده من احمق هستم و همه چیز رو دیر میگیرم)

اگر از صحبت کردن اومتوجه هدف نهایی او نمیشوید به زبان بدن او نیز توجه کنید

در صحبتهای او نپرید وقتی شما در صحبتهای طرف مقابل میپرید بجای جواب دادن به سوالات و ایرادات او به ایرادات او ایراد گرفته اید و سوالی تازه همراه با لج بازی برایش ایجاد کرده اید

اگر به شما اعتماد ندارد بهتر است

Feel-Felt-Found

را از سمت یک نفر دیگه انجام دهید یعنی به جای اینکه بگید ==احساس تون رو درک میکنم من هم این حس رو داشتم ولی میدونید چی کار کردم بگید میفهم چی میگید فلانی هم همین حس رو داشت اما بعد متوجه شد که...

برای ایجاد انگیزه در افراد بی انگیزه بیرون کشیدن اهداف او است درمیان گذاشتن اهداف وگفتن مزیت آنها بهترین راه برای بیرون کشیدن اهداف افراد است

وقتی اهداف خود را برای دیگران بازگومیکنید به او هم جرات میدهید تا خود او هم درباره اهداف خود صحبت کند این کار باعث از بین رفتن ترس از خواستن اهداف بزرگ است

در تمام مراحل باید صداقت را داشته باشید و چیزی را به دروغ بیان نکنید چون تاثیر کاملا عکس دارد(صداقت در کار در همه جا به فریادتان میرسد)

 از کجا بهمیم که این طرح هرمی نیست


یکی از ملاکهای تشخیص طرح های هرمی از دیگاه جرالد پی نهرا و جفری بابنر یک فرصت قانونی در بازاریابی شبکه ای دارای یک سیستم جبرانی بر پایۀ فروش کالا است و نه عضویت اعضای جدید . اگر پول برای عضویت فروشندگان جدید به جای فروش کالا پرداخت شود بیزینس به نظر یک طرح هرمی می باشد .
طرح هرمی هیچ فرقی نمی کنه که یک سیستم جبران Binary باشه ،  Hybridباشه ،  Matrix باشه یا breakaway . موضوع اینه که اولا محصول فروخته بشه اون هم محصولی که با توجه به قیمت بازار قیمت گذاری شده باشه نه بیشتر . ثانیاً به افراد اینگونه القا نشه که می تونن از این کارراحت به ثروت برسن .



کثرت جمعیت جوان ما در اینجا عامل منفی نیست؟


کاملا درست است. جوان بودن جمعیت ما در صنعت IT کاملا به نفع ما است و در مفاهیمی مانند بازاریابی شبکه ای برگ برنده محسوب می شود. این نوع تجارت بیشتر توسط جوان ها انجام می شود. وقتی می گوییم 20 درصد جمعیت جوانان ما در سال 1390 بیکار خواهند بود بسیار رقم نگران کننده ای است و برای هر کشوری می تواند معضل امنیتی ایجاد کند. در دنیا 4 تا 5 درصد بیکاری را مشکل اقتصادی می دانند اما وقتی از این عدد به بالا رفت دیگر یک معضل امنیتی است و باید انواع راهکارهای مختلف برای اشتغال آنها را شناسایی و از آنها استفاده کنیم.


پولی پرداخت کرده‌اند که خورده شده باشد؟


 خیر، تاکنون سابقه نداشته که کسی پولی را به شرکت گلدکوئست پرداخت نماید و خورده شده باشد و قطعاً اگر این اتفاق در آینده بیفتد باز هم اکنون قابل بحث نیست؛ چون ما حق نداریم کسی را قصاص قبل از جنایت کنیم. هر چند که بیمه‌ی شرکت و تضمین‌ها و اعتبارات بالای شرکت در سطح جهان، احتمال این کار را به حد صفر رسانده است .و آنهای که همچین ادعای را دارند این کلاه برداریها از سوی مردم بوده نه کمپانی 

 
با پولی که برای این کار، هزینه کرده‌اند می‌توانستند شغل پردرآمدتری داشته باشند:؟


اولاً حیف است که از عبارت «هزینه» استفاده کنم؛ به‌تر است بگویم «سرمایه‌گذاری» اما با این فرض که شخصی، پس از ورود، حتی یک سنت هم دریافت نکند باز هم سود این کار از خیلی کارهایی که می‌توانست انجام دهد بیش‌تر است. مثلا سکه‌ای با مبلغ ۵۷۰ دلار یا ۵۰۰ هزارتومان خریده‌اید. اگر ۵۰۰ هزارتومانتان را در کاری سرمایه‌گذاری می‌کردید که ماهیانه، ۱۰٪ سود هم عاید شود (که چنین کاری به ندرت پیدا می‌شود!) پس از ۳سال، یک میلیون و هشت‌صد هزار تومان سود می‌کنید. البته کاری با تورم سه سال آینده و کم شدن قدرت خرید پولتان در سه سال آینده ندارم! در حالی که یک سکه‌ی کلکسیونری گلدگوئست، با گذشت سه سال، معمولاً ارزشی به مراتب بیش‌تر پیدا می‌کند(آن هم به دلار!) و همه‌ی این فرض‌ها بر این است که اشخاص تازه وارد، هرگز نتوانند زیر مجموعه‌ی خودشان را تشکیل بدهند


آیا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که همه‌ی مشتریان آن سود می‌کنند ؟


خیر، البته مشتریان گلدکوئست چنان‌چه فعال باشند؛ پس از مدتی، سود قابل توجهی می‌کنند؛ مثلا تا سقف ۱۵۰۰۰ دلار در هفته، اما همیشه و در همه‌ی مشاغل، عده‌ای هم وجود دارند که به دلایل مختلفی مثل جدی نگرفتن کار، تنبلی، آموزش اشتباه و ... به آن سود مطلوب نمی‌رسند. و اصولا سود خوب دلیل کافی برای مفید بودن کار نیست اصولا هر کاری، استراتژی‌های خاص خودش دارد و چنان‌چه رعایت نشوند؛ نه تنها موفقیت‌آمیز نیستند؛ بلکه می‌توانند برای دیگران نیز مضر و خطرناک شوند


آیا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که این کار با بازاریابی‌های سنتی تفاوت دارد و بیش‌تر افراد به انگیزه‌ی کسب درآمد، جذب این سیستم می‌شوند ؟


خیر، البته این کار با بازاریابی‌های سنتی، خیلی فرق دارد. و ممکن است که افراد به انگیزه‌ی کسب درآمد، جذب این سیستم شوند همان‌طور که خیلی‌های دیگر به انگیزه‌ی کسب درآمد؛ جذب هر نوع صنف دیگری هم می‌شوند. و اصولا انگیزه‌ی کسب درآمد، مفید است اما گفته شود که برخی افراد، شاید تمایل چندانی به خرید خود سکه نداشته باشند و عمده‌ی اهدافشان، همان کسب درآمد باشد. همان‌گونه که نیت و انگیزه‌ی اصلی مردم، در سپرده‌گذاری قرضالحسنه‌ی بانک‌ها،  باید ثواب و فیض مذکور در آیه‌ی «من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا» باشد وگرنه سپرده‌گذاری دیگری را(که سود هم دارد) انتخاب می‌کنند. اما در عمل کسی چندان به فکر اجر معنوی‌اش نیست و البته تبلیغات خود بانک‌ها نیز تاکیدی بر اجر معنوی ندارد بلکه هدف بیشتر مردم، و همین‌طور فشار تبلیغاتی بانک‌ها، بر برنده شدن مرسدس بنز الگانس، خودروهای پژو و سکه‌های بهارآزادی و میلیاردها ریال جوایز نقدی و غیر نقدی است(که آن‌هم خدا می‌داند به کی می‌رسد!!) یا انگیزه‌ی خرید محصولات خوراکی فلان شرکت و نگه داشتن درب قوطی نزد خود! البته در گاوصندوق!!(با کمال استفاده از موقعیت متبرک شده‌ی جغرافیایی-مذهبی شرکت!)  به جای خرید محصولات با کیفیت‌تر از شرکت‌های قدیمی‌تر و به‌تر، آیا به خاطر کیفیت خود محصول است؟ و آیا نیت خیلی‌ها از خرید کارت ارمغان بهزیستی(لاتاری سابق) کمک به دیگران است؟ و خیلی سوالات دیگر! اما با این روش‌ها،  جهت سرمایه‌گذاری یا خرید یک محصول، ایجاد انگیزه می‌شود ولو من نوعی، اگر جوایز نبود هرگز سراغشان نمی‌رفتم.

منبع: کوئست یزد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1384ساعت 11:3  توسط mrb 

 

 گلد کوئستی ها چه هدفی دارند؟

 

تقديم به قلب پاك همه گلدكوئستي ها...

 

از وقتي وارد گلدكوئست شدم با گلدكوئست خوردم، خوابيدم، كار كردم، زندگي كردم و هرگز آن را رها نكردم. چون گلدكوئست مرا به سرمنزل مقصودم كه همان اهدافم است خواهد رساند.

در پي مخالفت هايي كه تا بحال با گلدكوئست شده من اصلا تعجبي نداشته ام چون انتظار چيز ديگري را نداشتم. تنها موضوعي كه در مقالات روزنامه ها و برنامه هاي تلويزيوني بسيار باعث رنجش من شد مورد تمسخر و تحقير قرار گرفتن اهداف مقدس گلدكوئستي ها بود.

انگار بعضي از آقايان يادشان رفته كه از ميان همين مردم برخاسته اند؛ پس نمي دانم چرا مردم را كودن و احمق معرفي مي كنند؟!

يادمه تو يه برنامه تلويزيوني، گفته شد در جلسات آموزشي گلدكوئست به اعضا ياد مي دهند كه رويا پرداز باشند و با آرزوهاي خود ديگران را هم بدبخت كنند و به نوعي آنها را به روياهاي شيرين مي برند تا از آنها به سمت مقاصد شومشان استفاده كنند!!!!!!!!!!!

باور كنيد وقتي اين جملات را مي شنيدم از شدت ناراحتي بغض كرده بودم و به حال گوينده تاسف مي خوردم.

مي دانيد چرا؟

چون واقعيت چيز ديگري بود كه من خودم آن را تجربه كرده بودم.

پس بخوانيد تجربيات واقعي و تلخ و بعضا شيرين مرا؛

در طي اين مدتي كه عضو گلدكوئست بوده ام يادگرفته ام براي كارم مقصد و هدفي تعيين كنم تا هر وقت سختي ها و مشكلات كار به سراغمان آمد ياد هدفم بيفتم و انگيزه ام را از دست ندهم. در جلسات گلدكوئست اين فرصت به من دست داد تا بي پروا و بدون خجالت راجع به هدفهام صحبت كنم.

اما در بسياري از موارد در برابر اين همه انسان بزرگ با قلبهاي مهربان حتي خجالت مي كشيدم سرم را بالا بگيرم.

- با دوستي ملاقات كردم كه مي گفت: «اولين پورسانتم را خرج امام حسين (ع) مي كنم.»  راستش در دلم خيلي به نظرم كودكانه آمد اما وقتي ديدم در شب عاشورا در هيئت محلمان با خرج خود براي سالارش حسين سنگ تمام گذاشت.

در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.

- يكي از دوستانم با پورسانتهاش ماه رمضان همين امسال در طرح اكرام ايتام سه كودك يتيم را تحت سرپرستي گرفت. آنوقت بود كه

 در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.

- يه بار از يكي از گلدكوئستي ها هدفش را در گلدكوئست سئوال كردم. جواب داد: «مي خوام بچه هاي بي مادرم را در رفاه كامل بزرگ كنم در حالي كه الان به خاطر فقر زياد و نداري حتي روي ديدنشان را هم ندارم.»

در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.

- هفته پيش از حاضرين در جلسه پرسيدم: بچه ها با پولهايي كه از گلدكوئست بدست مي آوريد چكار مي كنيد؟

بخوانيد جوابهاي حيرت انگيز را:

·  يكي گفت: «ميخوام يه خونه بخرم تا مجبور نباشم هر سال مانند خانه بدوش ها از اين خانه به آن خانه بروم.»

·  يكي ديگه گفت: «يه ماشين مي خرم تا خانواده 5 نفري ام را به زيارت امام رضا(ع) براي اولين بار ببرم.»

·  ديگري گفت: «دو تا بچه پشت كنكوري دارم اما نمي دانم با حقوق 160 هزار تومن! فعلي ام مي توانم خرج دانشگاهشان را بدهم يا نه به خاطر همين تصميم گرفتم با پورسانت گلدكوئست آنها را به دانشگاه بفرستم.»

در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.

- سه ماه پيش از fun برمي گشتم، با خواهر و برادري آشنا شدم كه از اعضاي گروه ديگري بودند. وقتي درباره اهدافمان در گلدكوئست صحبت مي كرديم برادر گفت: «شوهر خواهرم چند ماه پيش تصادف كرد كه منجر به مرگ يك نفر شد و بدليل عدم توانايي مالي براي پرداخت ديه الان چند ماه است كه در زندان بسر مي برد و ما ميخواهيم با فعاليت در گلدكوئست او را از زندان بيرون بياوريم تا بالاي سر خواهرم و بچه اش باشد.»

در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.

- بهار همين امسال (84) بود كه در دفتر نمايندگي در ميرداماد با آقايي آشنا شدم كه اصلا قيافه اش به نتوركرها نمي خورد. راستش اول فكر كردم اشتباهي اومده يااصلا كارگره! اما وقتي با او همصحبت شدم فهميدم 1170 تا زيرمجموعه داره با تعادل حدود 380  !! جالب اين بود كه 1170 نفر در طول 7 ماه وارد شده بودند. اگر پرينت زيرمجموعه هايش را به من نشان نداده بود حرفهايش را باور نمي كردم. بهش گفتم: چي بهت انگيزه داد تا اينطور فعاليت كني؟ گفت: «زماني كه بهم گفتند بايد 11 ميليون تومان پول بدهي تا مادرت را درمان كنيم وگرنه اميدي به زندگي او با سلامت كامل نداشته باش! وارد گلدكوئست شدم و دو ماه پيش مادرم را در بهترين شرايط عمل كرديم و الان حالش رو به بهبودي است.

در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.

- جمعه پيش از يكي از تازه وارد ها پرسيدم با گلدكوئست به چي مي خواهي برسي؟ ليست اهدافش را نشانم داد. ديدم نوشته: «ساختن يك درمانگاه براي روستاي .....»

در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.

 

آقاي دلسوز مردم، برايت متاسفم.

مي داني چرا؟

باورم نمي شود آيا تو مي خواهي مشكلات مردم را حل كني در حالي كه حل مشكلات و نيازهاي اوليه و حياتي مردم براي تو رويا و آرزويي دست نيافتني محسوب مي شه؟!!!

تو به گلدكوئستي ها مي گويي براي بخشيده شدن بايد پورسانتهاي خود را صرف امور خيريه كنند درحاليكه هنوز نمي داني «چراغي كه به خونه رواست .....»؟!!!

واقعا برايت متاسفم.

فقط كمي ميان مردم بيا .................

 

 

منبع:http://qi-iran.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه 2 دی1384ساعت 17:32  توسط mrb 

اصول رهبری

 

1.شناخت كمپاني و قبول مسئوليت تجاري .

2. حضور موثر در جلسات پرزنت (PRESENT) طبق ليست   .

3. از قوانين و مقررات کمپاني اطلاع کامل داشته باشيد.

4. با استفاده از تجربه دوستان و منابع آموزشي کمپاني, چارت آموزشي تهيه و مشخص نماييد.

5. يک نفر بعد از ورود به سازمان شما در چه مدت چه مطالبي بايد بياموزد و به چه ترتيبي بايد کار نماييد.

6. سعي کنيد هميشه در دسترس باشيد.

7. وظيفه  شما کمک به افراد زير مجموعه مي باشد, اما برده آنها نيستيد.

8. نسبت به قول خود پايبند باشيد.

9. خشکي جلسات طولاني را با شوخ طبعي قابل تحمل کنيد.

10. هميشه وقت شناس باشيد. براي حضور به موقع، مي توانيد از ترفند قديمي 5 دقيقه جلو کشيدن ساعت استفاده کنيد.

11. دانش حرفه اي  خود را تا حدي بالا ببريد, که در موارد لزوم در مقابل کليه سئوالات حرفه اي حاضر جواب باشيد.

12. علت شکستهاي سازماني را تجزيه و تحليل کنيد تا ضمن تشخيص مسير نادرست، از تکرار آن جلوگيري کنيد.

13. صبر و حوصله را از مهمترين ارکان موفقيت تلقي کنيد.

14. بدون تفکر و درنگ پاسخ ندهيد.

15. در مورد چيزي که نمي دانيد، به کسي اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نمي دانم، هراسي نداشته باشيد.

16. انتقاد پذير باشيد.

17. طوري رفتار کنيد که ديگران شما را بعنوان الگو انتخاب کنند و آينده ي کاري دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم کنند.

18. از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد.

19. در به وجود آوردن فضاي رقابتي سالم، کوشا باشيد.

20. درصورت لزوم با قاطعيت نه بگوييد.

21. سعي کنيد با اصول ساده روانشناسي آشنا شويد.

22. شروع به موقع جلسات، وقت شناسي را عملاً به حاضرين بياموزيد.

23. در انجام کارها به سه نکته بيش از بقيه نکات توجه کنيد : اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.

24. با وسواس بيهوده در انتخاب، زمان را هدر ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان براي شما متوقف نمي شود.

25. هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شکوه شما مي افزايد.

26. مسئوليت پذير باشيد.

27. وقتي عصباني هستيد، درباره ديگران تصميم گيري نکنيد.

28. هيچگاه اجازه ندهيد کسي حالت افسردگي و نااميدي شما را ببيند.

29. از سرزنش کردن ديگران در جمع خودداري کنيد.

30. خوش ژست و خوش بيان باشيد و در جمع با انرژي و اشتياق حاضر شويد.

31. موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنيد و هميشه متبسم باشيد.

32. هرگز براي پيشبرد اهداف کاري خود، ديگران را با وعده هاي بي اساس فريب ندهيد.

33. همواره به خاطر داشته باشيد به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي کاهد.

34. امين و رازدار افراد باشيد.

35. انعطاف پذير باشيد.

36. براي حرف زدن زيباترين و خوش آهنگ ترين الفاظ را انتخاب کنيد.

37. به واسطه مدير بودن خود، از ديگران توقع بيجا نداشته باشيد.

38. در سلام کردن و ايجاد ارتباط دوستانه پيشقدم باشيد.

39. مراقب سلامتي خود باشيد و هرگز از ياد مبريد عقل سالم در بدن سالم است.

40. از اشتباهات خود درس بگيريد و آن را به ديگران نيز درس بدهيد.

41. هيچ کس را دست کم نگيريد.

42. آرام و شمرده صحبت کنيد.

43. نقاط ضعف و قوت خود را کشف کنيد.

44. حس ششم خود را ناديده نگيريد.

45. اعجاز عبارات تاکيدي و مثبت را ناديده نگيريد.

46. هرگز از خاطر نبريد انسان، اشرف مخلوقات است و با درايت و پشتکار ميتواند براي هر مشکلي، راه حال مناسبي پيدا کند.

47. از رفتارهايي که شما را در سازمان عصبي معرفي مي کند، پرهيز کنيد.

48. هنگام دست دادن، دست افراد را محکم و صميمانه بفشاريد.

49. در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نکنيد.

50. به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنيد.

51. بدون توهين به عقايد ديگران، با آنها مخالفت کنيد.

52. زماني که از کسي اشتباهي سر مي زند، با رفتار صحيح و منطقي او را شرمنده کنيد، نه با توهين و ناسزا.

53. تفکر و تعمق قبل از پاسخگويي, راحت تر از پيدا کردن چاره اي براي تغيير آنچه عنوان شده مي باشد.

54. با آرامش و خونسردي به حرفهاي ديگران گوش کنيد و براي صرفه جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نکنيد.

55. هر کسي را فقط با خودش مقايسه کنيد، نه با ديگران.

56. انتقامجو نباشيد.

57. روي اشتباهات خود پافشاري نکنيد و بي تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.

58. با عبارات کنايه آميز و نيشدار به ديگران درس عبرت ندهيد.

59. يك روش در انجام كارهاي بزرگ ، شروع كردن كار از درون است. يعني ابتدا كارهايي را كه مهم تر هستند انجام دهيد.

60. اگر نتوانيد براي وقت خود برنامه ريزي كنيد، هيچ چيز ديگري را هم نمي توانيد اداره كنيد.

61. مديريت زمان ( تنظيم وقت ) مهارتي است كه مي توان آن را با انضباط و تمرين فرا گرفت.

62. هر دقيقه اي كه صرف برنامه ريزي مي كنيد، ده  دقيقه در انجام كار صرفه جويي مي كنيد. بدين ترتيب، بازده انرژي شما 100% افزايش پيدا مي كند.

63. كلمه " نه" مي تواند در صرفه جويي  وقت، كمك بزرگي به شما بكند. به هر چيزي كه مانع استفاده بهينه از وقتتان است، "نه" بگوييد.

64. انضباط فردي موجب صرفه جويي بسيار در وقت است و مفهوم آن اين است كه مي توانيد فقط كارهايي را انجام دهيد كه براي شما بيشترين اهميت را دارد.

65. مديريت زمان و استفاده بهتر از وقت عادتي است كه براي داشتن يك زندگي رضايت بخش و توأم با عملكرد عالي، ضروري است.

66. به ياد داشته باشيد شما يک کوئستر هستيد. و كليد آينده، رشد مداوم شخصي و حرفه اي شماست.

 

در تهيه اين مطلب از مقاله (160 نکته در مديريت) روزنامه همشهري 24/2/84 بهره گرفته شده.

( منبع: SMART Group )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 1:13  توسط mrb 

متن صحبتهاي پاتمن 2004؛

 چهار اصل مهم براي پايه گذاري يک نتورک(قسمت دوم)

  

ستون سوم

 

 ستون مربوط به ارتباطات است. اگر از هر زاويه اي به تجارت يا زندگي نگاه کنيم فقط ارتباطات مي بينيم. ارتباط پدر و فرزند و مادر و فرزند رئيس و مرئوس. در تجارت ما نيز ارتباط بالا سري با زير مجموعه است. البته لغات بالا سري و زير مجموعه خيلي جالب نيست و لي مجبورم براي توضيح از اين کلمات استفاده کنم. ولي من به طور کلي به زير مجموعه زير دست نميگم يا با TC صدا نميزنم. شنيدم که مي گن اين TC  من هست و چند تا عدد.

شما اسم زير مجموعه نمي دونين ولي TC  رو مي شناسين و اگر منو با TC  معرفي کنيد ناراحت مي شم.  و باهاش مشکل دارم.  ولي اگر به مسئله درست نگاه کنيد خيلي حياتي است در تجارت ما ارتباطات زير مجموعه و بالاسري ها خيلي از مردم درست فکر نمي کنن خيليها ورودي مستقيم اونها نيستيد.  و شما با چند level بالاتر از خودتون داريد کار مي کنيد خيلي ها با اين موضوع راحت نيستند اونها نمي تونند قبول کنند: من بايد برم پيش بالاسري يا اون بايد بياد با من کار کنه.  راحت نيستم باهاش کار کنم با اون مشورت کنم.  اونها با اين حقيقت راحت نيستند.  اگر آجر 7 را يادتون باشه اين بود که با بالاسري ها تون مشورت کنيد.  خيلي مردم فکر مي کنند اين سخته. چرا بايد با اونها چک کنم مگه اونها رئيس من هستند.  من نمي توانم توي اين قسمت مستقل عمل کنم.  اولين قانون network marketing  اگر تصميم بگيريد تنها کار کنيد تقريبا شانس شما براي موفقيت صفر است.  فکر کنيد چرا نمي خواهيد بريد سراغ بالاسري و با اون مشورت کنيد. vj  ميگه اگه موفقيت رو جايي ديديد زير سئوال نبريد و شک نکنيد فقط کپي برداري کنيد. vj  مثلاً leader  من هست و من ميرم پيشش براي مشورت.  چه کار مي تونم بکنم اون leader  من است.  من به وسيله company  معرفي شدم و بالاسري ندارم.  اصولا بالا سري هاي من kurt , vj , japa,… هستند.  بنابراين من با اونها مشورت مي کنم.  من از اونها نصيحت قبول مي کنم که چطور ميتونم  يه network  جالب داشته باشم و از japa  نصيحت مي گيرم که چطور يک به يک با اونها کار کنم.  چون اون خداي face to face  است.  من نمي خوام تنها باشم. من يه بالاسري مي خوام.  بنابراين اولين سئوالي که از خودتون بپرسيد اينه که همچين ارتباطي رو با بالاسري ها و زير مجموعه خودتون داريد.  بالاسري شما کي هست.

بنابراين بايد توجه کنيد که اون چند LEVEL  بالاتر از شماست که شما رو معرفي کرده و بالاترش کسي هست که داره کار مي کنه بالاسري مستقيم منظورم نيست اون کسي که کار مي کنه.  خيلي ها مي گن ما نمي دونيم بالاسريمون کي هست يا يه مرد 70 ساله است که روسي حرف مي زنه.  بنابراين شما بايد بالاسرتون يکي که فعال هست مشخص کنيد.  بالاسري هاي مستقيم من اعضا شرکت هستند و من با آنها کار مي کنم.  اگر بالاسري نداشته باشيد فقط شما بار کاري خودتون رو زياد مي کنيد.  کارتون سخت تر مي شه. براي کاراتون حتما به اين موضوع فکر کنيد. تمام اين مفهوم کار کردن با بالاسري فعال و خوب.  بنابراين من چه کار بايد کنم زمان زيادي را با بالاسريم صرف مي کنم.  من بالاسري فعال هستم يکسري LEADER  فعال دارم.  بنابراين اونها با افراد مختلفي کار ميکنن.  اگر منتظر هستيد بالاسري بياد شما رو شکار کنه و بهتون کمک کنه اشتباه مي کنيد.  يه بالاسري با 1000 نفر داره کار مي کنه بنابراين اونها نمي تونن بيان کمک کنن و هي بگن کمک نمي خواهيد کمک نمي خواهيد و.....

سئوال من اينه اگه شما مي خواهيد موفق بشيد اين اصل مهم و با ارزش را ياد بگيريد اگه اومديد تو quest net  و مي خواهيد موفق بشيد بايد دنبال يک leader  موفق باشيد و از اون بخواهيد تا به شما کمک کند.  بالاسري هاتون رو شکار کنيد.  اگه بالاسري فعال مي شناسيد 2 صبح بريد در خونش و بگيد شما موفق هستيد و من به کمک شما نياز دارم.  به ياد دارم سالهاي اول خيلي چيزها لازم بود ياد بگيرم و vj  سفرهاي زيادي ميرفت و نمي شد پيداش کرد. sms  زدم که من به کمک شما نياز دارم ميشه يک نشستي داشته باشيم. vj  جواب داد من سنگاپور هستم خواستي بيا.  من اون موقع کوالالامپور بودم يه چيزي حدود 6 ساعت رانندگي بايد مي کرديم من هم leader هامو جمع کردم 3-4 تا ماشين و راه افتاديم دنبال هم.  بعضي ها اون موقع part time  کار مي کردند و بايد صبح مي رفتن سر کار به همين خاطر کل راه رو من رانندگي کردم. vj  تو هتل بود.  ما رفتيم تو lobby  هتل. vj  چند تا جلسه داشت به من گفت اگه دوست داريد صبر کنيد.  و ما هم منتظر مونديم. خوب 6 ساعت رانندگي کرديم. 3 ساعت هم صبر کرديم و بالاخره vj  اومد پايين.  پس از اون جلسات بود که سنگاپور شروع به رشد کرد.  اون اومد پايين و خيلي لحن عذر خواهانه داشت.  گفتم vj ما فقط مي خواستيم با شما صحبت کنيم و دور هم باشيم.  اون 45 دقيقه با ما صحبت کرد و 45 دقيقه تجربه خودش رو با ما تقسيم کرد و بعد رفت به يک جلسه ديگه و ما 6 ساعت ديگه رانندگي کرديم تا برگرديم.  ولي اون 45 دقيقه ارزشش رو داشت.

پس بالاسري هاي فعال رو پيدا کنيد و شکارشون کنيد به اون تلفن کنيد بگيد من زير مجموعه شما هستم تعريف زياد شنيدم لطفا به من کمک کنيد. مطمئن باشيد اگر اون آدم فعال و مسئولي باشه با خصوصيات يک leader مطمئنا راهش رو پيدا مي کنه.  اين ارتباط حياتي است.  اگر تنهايي و مستقل عمل کنيد اين خيلي سخت خواهد بود بنابراين نگاه کنيد به بالاسري فعال و اونو پيدا کنيد.  و در نهايت بالاسري شماv team است و اون leader  بزرگ شماست و هر وقت من به سراسر دنيا سفر مي کنم خيلي ها ميان به من ميگن من بالاسري ندارم و اونها به کمپاني هاي پشه اي ملحق شدن و گم شدن از اونها که ويزي ميان ويزي مي رن. حالا هم مي خوان بر گردن.  اشکالي نداره شما مي تونيد با من کار کنيد با اينکه من فيزيکي با شما نيستم.  با sms مي توانيد ارتباط داشته باشيد.  به عنوان يک leader خود شرکت مي تونه شما رو پشتيباني کنه.  اين يک ارتباط حياتي است بايد متوجه آن باشيد و درست بايد همين کار رو به مجموعه خودتون منتقل کنيد.  من هميشه اين جوک رو مي گم که دنبال يه بالاسري باشيد که خاري به پاتون باشه.  که هر وقت داريد راه ميريد هميشه باشه و شما رو هل بده.  به شما انگيزه بده و به شما الهام ميده و شما رو تديل به networker موفق مي کنه و شما رو آدم موفقي مي کنه.  بعضي وقتها اونها نميان سراغ شما به اين معني نيست که شما swiTCh off کنيد شما بريد اونها رو شکار کنيد.  تلفن کنيد و.... بالاسري تون رو پيدا منيد.  تو quest net  افراد فعال زياد هستند.  من leader هاي مختلفي از شرکت هاي مختلف  زياد ديدم ولي کيفيت اونها توي quest net  خيلي بيشتر است.  کيفيت تعهد و مسئوليت آنها که در هيچ سازمان network marketing  ديگه نديدم.  چون رهبران اين شرکت اين کار رو القا کردن و تزريق.  خوب ما هميشه در مورد raise your self to help mankind حرف مي زنم.  اين يک حقه تبليغاتي نيست چيزي هست که بنيان گذاران ما اون رو ايجاد کردن و اينو توي مجموعه القا کردن.  اين هسته ذاتي که ما با اون زندگي مي کنيم و اون هسته و ذات چيزي هست که روي اين پايه ريزي شده.  بنابراين مسئوليتهاتون رو جدي بگيريد.  و اگر شما بالاسري هستيد و يک نفر رو عضو اين مجموعه کرديد شما نسبت به اون شخص مسئوليت داريد نگذاريد swiTCh off  بشه.  راهنمايي کنيد.  يک سال باهاش باشيد.  وقتي اون پيشرفت کرد و يک networker فعال شد مي تونيد درآمد بازنشستگي خوبي داشته باشيد.  امروز و سه سال گذشته تحت راهنمايي هاي vj ,japa ,…. ياد گرفتم که مردم رو بسازم چکها خودشون ساخته مي شن.  سالهاي اول فقط روي چک ها فکر مي کردم بنابراين اين ارتباط حياتي است مردم را بسازيد.  بنابراين برگرديد دنبال بالاسري هاي فعال و بگيد مي خوام تو اين کار موفق باشم.  خواهش  مي کنم مي تونيد خاري در پاي من باشيد.  متوجه هستيد چي مي گم.  بنابراين ستون سوم که خيلي ها قبولش مي کنند همين ارتباط بالاسري و زيرمجموعه هاست.  يادتون باشه که لغات اصلا مهم نيستند.  من همه زير مجموعه هاي خودم رو زير مجموعه صدا نمي زنم اين فقط به خاطر اين هست که مي خوام اين مثال رو واضح تر بزنم.  عاجزانه ازتون مي خوام زيرمجموعه هاتون رو فراموش نکنيد.  زمان خودتون رو برنامه ريزي کنيد تيم خودتون رو بسازيد و بيشتر پشتيباني کنيد.  به اونها بي اعتنايي نکنيد.  مگه شما ادعا نمي کنيد که بالاسري نداريد بگرديد و پيداش کنيد.  و در آخر بالاسري شما همون v-team  هست.  به سراسر دنيا سفر مي کنن و جلسه مي زارن واسه همينه که ارتباط بالاسري ها با زير مجموعه ها خيلي مهمه. اونها رئيس شما نيستند اونها مي خوان کمک کنند تا موفق بشيد.  چون يک رابطه برنده برنده است. هر چه شما بيشتر پول دربياريد اونها هم پولدارتر مي شن.  هيچ وقت اين ارتباط رو ازش برداشت اشتباه نکنيد. اونها هستند که شما رو راهنمايي کنند اونها هستند که به شما ياد بدهند چيزهايي که از بالاسري هاشون ياد گرفتن.

 

ستون 4

 

از نظر قلبي درکش مي کنم چون سال اول زياد باهاش در گير بودم.  خوب never switch off  راز طلايي network marketing براي موفق بودن هيچ وقت اين کار رو نکنيد.  دوما ارزش قائل بشيد و قدرت بديد به مردم و اعتماد به نفس رو تقويت کنيد.  به عنوان يک network marketer  قوي.  سوما مفهوم ارتباط بالاسري و زير مجموعه باهاش انس بگيريد يه بالاسري پيدا کنيد که خاري در پاي شما باشه.  شانس موفق شدن شما خيلي بيشتر مي شه.

و شماره 4 چيزي که من به آن باور دارم و کل صنعت network marketing  روي آن بنا شده و روي آن برنامه ريزي شده. تمامي تيم vj  و quest net  همه افرادشون رو روي اين پايه بنا کردند.  

کل network marketing يک سرمايه گذاري آزاد است شما وارد مي شويد و هر کاري که مي خواهيد انجام مي دهيد شما مي سازيدش و ثروتمند مي شويد و تفاوتي ايجاد مي کنيد.  ولي اين ساختمان چطور ساخته شده vj چطور ساخته اين شرکت رو که 8000 نفر networker داره و يک شرکت 400000000 $ ساخته و چطور بزرگترين شرکت در تجارت الکترونيک تبديل شده. Mayer mint و بانکها  و اقامتگاههاي....  در موردش فکر کنيد روز به روز نفرات جديد تري داريم از صفر چطور ساختنش.  آيا مديريت مشترک بود آيا استعداد و توانايي بود. تمام اين network  و گروه هاي generation gold ,dream achievers, a-team ,wining team که در سراسر دنيا وجود دارند فکر کرديد چطور ساخته شدند. اينها بايد روي يک چيزي بنا شده باشند که من اونو ياد گرفتم و هر روز تمرين مي کنم.  که مقدم بر تمام چيزهاي ديگر است که به اون مفهوم ارتباط مي گويند.  تو برنامه آموزش راهبري که دارم 3 ساعت روي اين موضوع کار کردم.  که به اون مفهوم ارتباط راهبري مي گويند. تمام چيزايي که هست بگذاريد بگم چطور شد که من از راه سخت اينو ياد گرفتم.  سال 1999 که شروع به کار کردم و يک network  ساختم و شروع به پول در آوردن کردم که به عمرم نداشتم داشتم از خوشحالي بال در مي آوردم و جوانترين networker  جهان بودم. در سال 2000 يکسري مشکلات در روزنامه ها به وجود آمد که تبليغات منفي به دليل حسادت و سياستها رو داشتيم 99%  از network  خودم رو از دست دادم و هميشه سردرگم بودم که چرا اين اتفاق افتاد.  رفتم پيش بالاسري و leader خودم  vj و پرسيدم چرا اينطور شد؟ گفت چي داشتي مي ساختي؟ گفتم network .  گفتم من آموزش گذاشتم و تلاش زيادي انجام دادم.  آقاي vj  گفت نه تو به ارتباطات سازي فکر نکردي.  گفتم مگه مهمه. vj  گفت اين مهمترين چيزي هست که مي توني توي network  انجام بدي. تو مي خواي تو qi  موفق باشي  پس حرفه اي بشو.  توي ساختن ارتباطات حرفه اي شو من تو سال 2000 ياد گرفتم و از اون موقع تا حالا هر کاري که من کردم توي v- team  يا هر جاي ديگه اول ارتباط سازي مد نظرم بوده.

فاکتور توجه به افرادتون اين ميشه که اونها هميشه با شما هستند و الان مي تونم جلوي هزاران نفر بايستم و بگم که اگر کوچکترين خبر منفي در روزنامه ها اتفاق بيفته کوچکترين تکوني در مجموعه من نمي افته.  خبرهاي منفي در روزنامه ها حتي اونها رو ناراحت نمي کنه و من مي تونم network بسازم که هيچ کس تو دنيا نداشته و به روزنامه ها به عنوان يک تبليغ براي کارمون نگاه مي کنيم.  تبليغات مجاني.

اين مفهوم کلي ساختن ارتباطات است.  شما افراد را عضو مي کنيد و اين تازه شروع اونهاست اونها اولش با شما نيستند. براي اينکه با اونها باشيد و اونها هم با شما اونها رو راهنمايي کنيد و براي اينکه اونها صحبت هاي شما رو بپذيرند چون شما بالاسري اونها هستيد و رئيس اونها يه کم سخته.  اينکه بگيد من رئيسم به من گوش بديد جواب نميده.  تنها راه اينه که به اونها توجه کنيد و به طور متقابل اونها به شما توجه مي کنن اونها گوش ميدن اونها ميان سراغتون و دنبالتون مي گردن.  اونها فکرشون رو از همه چيز و از همه کس خالي مي کنن و در يک زمان کوتاه شما سازمان بزرگي مي سازيد.  تو 3 سال گذشته سازمان قويتري نسبت به 2 سال اول ساختم.  دوباره leader هاي زيادي براي خودم ساختم که به دنبال من مي يان و مي رويم به کشورهاي مختلف و روي اونها کار مي کنم و من مطمئن هستم که اگر يکي از leader ها رو بندازين تو صحراي ساحارا حداقل 3000 نفر را عضو مي کنه.  اين ستون پايه اصلي در network marketing است. همه اونها به شما مي گن ما qi  را در سراسر دنيا گسترش خواهيم داد.  مانند يک قطار پر سرعت ميزنيم وسط network marketing تو دنيا کسي نتونسته اين کار رو انجام بده ما 16000 نفر رو در مدت 11 ماه در مالزي عضو کرديم کاري که هيچ network ديگه در دنيا نتونسته انجام بده. ما رکوردها رو شکستيم به هر کشوري مي ريم منفجر ميشه.  ولي يه چيزي هست 2-3 ماه که کار مي کنيد صدا هاي ويز ويز ميشنويم.  شرکتهايي مانند پشه. هر دفعه از مالزي و فيليپين و هند و.... مردي مياد و يک شرکت مانند qi  مي سازه و مي خواد خيلي قويتر بشه ولي بعد 2-3 ماه بسته مي شه.  چيزي که شما بايد در موردش نگران باشيد شرکت هاي پشه اي نيست کاري که بايد انجام بدين وقتي اونا ميان سراغتون اينه که مانند پشه لهش کنيد.  اونها مانند پشه عمل مي کنند دورو برتون مي گردن ويز ويز مي کنن. نيشتون ميزنن و هر چي ردشون ميکنيد بازم ميان سراغتون.  پس بزنيد لهشون کنيد چون عمرشون مانند پشه کوتاه است.  اونها 3-6 يا نهايتا 9 ماه باقي ميمونن.  اونها هزينه اي که vj   و gapa, kurt  پرداخت کردن رو نمي دونن اونها هزينه اي که v- team  پرداخت رو نمي دونن.  اگر شما مايل نيستيد هزينه اونو بپردازيد پس اداي قهرمانها رو در نيارين که ميرن شرکت مي زنن.  شما همش تو فکر شرکت هاي پشه اي هستيد اونها ميان به شما قول ميدن و باز ميان و ميرن و....شما به اين فکر کنيد آيا network شما به اون جذب اون شرکت پشه اي ميشه يا نه. آيا leader هاي شما مي پرن تو اين شرکتها.  من ميگم ممکن اين اتفاق بيفته اين براي من هم اتفاق افتاده تو اين سالها براي خيلي ها در سراسر دنيا اتفاق افتاده ولي امروز اين اتفاق نمي افته به خاطر اينکه vj به من گفت هنر ارتباط با leader هاتون رو ياد بگيريد و حرفه اي بشيد هيچ وقت اونها از شما جدا نمي شن.  حرفه اي شو در ساخت ارتباط و هيچ وقت افرادتون رو از دست نخواهيد داد.  اين حقيقت امره.  بنابراين هر کسي که تو network از دست داديد معني آن اينه که ارتباط خوبي با آنها نداشتيد و به اندازه کافي توجه نداشتيد. امکان داره leader هاي شما جذب اون network ها بشن اگر اون ارتباط شما قوي نباشه.  جذابيت اون شرکتها ممکن هست اونها رو جذب کنه ولي ارتباطي که شما با اونها دارين براشون جذاب تره. اعتباري که از متعهد شدن به يک network بدست مياد خيلي بالاتر و مهمتر از ديد جامعه networker هاي دنيا است.  اين چيزي هست که من هميشه به leaderها مي گم که اونها جذاب هستند و هي مي خواهيد بريد سراغ اونها در حالي که باز هم شرکت هاي جالب تري باز مي شوند و بسته ميشن من اينو مي دونم که براي خيلي ها در سراسر دنيا اتفاق افتاده و بعد از اينکه 2-3 تا network ملحق شدن مي خوان برگردن.  ديگه اون اعتبار رو ندارن که باز گردن و يک network ديگه رو شروع کنن. vj  به من گفت network با يک پايه بنا شده که اونم صداقته.  من از روز اول با qi  بودم و هنوز تو qi باقي خواهم ماند و بچه هاي من  networker هاي qi خواهند بود و اين راهي است که شما يک تجارت طولاني خواهيد داشت.  اين راهي است که از اون يک امپراطوري تجاري مي سازيد و اين راهي است که پول را با دوستانتان مي سازيد و به اين ترتيب است که leader هاتون را از طريق مالي مي سازيد و اين هدف من است.  من اينو در 3 سال گذشته بدست آوردم از طريق يک مفهوم اين مفهوم هم ارتباطات است.  اگر شما روي ساختن ارتباطات تمرکز کنيد هيچ شرکت پشه اي نمي تونه بياد سراغتون و ساختن ارتباطات منظور present  نيست يک چيز شخصي نيست.  به نظر من ساختن ارتباطات يه چيزي شبيه نوشيدن چاي است شما 6 صبح پا مي شيد و در مورد زندگي حرف مي زنيد با بچه هاي leader هاتون بازي مي کنيد روز خانواده داريد potluck  داريد به اين ترتيب است که پايه ارتباطات ساخته مي شود.  ارتباطات توي يک اتاق آموزش ساخته نمي شود توي يک اتاق present ساخته نمي شود توي present  يک نفره ساخته نمي شود.  ساخته مي شه وقتي که زمان شخصي صرف مي کنيد وقتي براي  leader هاتون وقت مي گذاريد که از نظر شخصي به اون نزديک بشيد.  اهميت مي دهيد که کجا دارن مي رن و ميشينيد و با اونها مشورت مي کنيد. ميريد خونشون و کلي غذاي خوب مي خوريد.  بهتون قول مي دم ! با بچه هاشون بازي مي کنيد. مي فهميد اونها کي هستند.  تاريخ تولدها به يادتون مي مونه تو عروسي ها گل مي فرستيد و خلاصه با اونها هستيد وقتي اونها پايين هستند شما هستيد که اونها رو ارتقا مي دهيد.  من اينو از راه سختش ياد گرفتم.  ارتباطاتي که گم شده بود به اين ترتيب بود که من سازمان خودم رو ساختم با يک گروه از مردم فوق العاده.  و اگر از اونها بپرسيد که يک شرکت پشه اي هست و سه ماه ديگه براتون مشکل ساز ميشه مي گن نه ! نه! ارتباطات من مهمتر از اين حرفاست.  صداقت من خيلي مهمتره و اين چيزي است که vj  هميشه در من القا کرد.  من در 3 سال گذشته که شرکتم رو مي ساختم نه فقط روي 5 و 5 نه روي اعداد نه روي زواياي network  روي مفهوم ساختن کامل يک خانواده کار کردم و حالا ما مي تونيم بگيم که اين طرح 25 ساله است شما توي 3-4 سال بازنشسته مي شيد ولي هنوز مي تونيد به potluck  ها بريد. هنوز مي تونيد با هم باشيد با هم بريد باهاما خريد کنيد.  حواستون باشه نمي ريد بازار گردي داريد مي ريد خريد.  متوجه هستيد.  به اين ترتيب هست که بايد زندگي رو راهبري کنيد پس به ياد داشته باشيد:

اولين ستون از نظر من never swiTCh off است مصر و مستمر باشيد. 1 هفته کار نکنيد 3 هفته استراحت کنيد. swiTCh off ذهني نکنيد و فکراي ديگه تو ذهنتون باشه.  سخته دوباره برگرديد و يک نيروي اوليه دوباره بگذاريد.  بنابراين مستمر بمونيد من تضمين مي کنم موفق باشيد.

ستون 2 :edification کاري که من مي کنم سفر مي کنم به سراسر دنيا مي خوام به همه ياد بدم که مي تونن قوي باشن.  فکرشو نمي تونيد بکنيد من به زير مجموعه هام قدرت مي دم و مي گم تو خيلي خوش شانسي که تو مجموعه فلاني هستي.  اون يک leader  فوق العاده است.  اون سخن ور خوبي هست.  شايد تو جمع خوب صحبت نکنه ولي از ته دلش حرف مي زنه و تو خوش شانسي که تو مجموعه اون هستي.  فقط اينو ياد نگيريد تمرين کنيد. و به مرحله عمل برسونيد.  بعد 3 ماه متوجه مي شيد توي کل network تون چه اتفاقي مي افته.

ستون 3: ارتباط بالاسري و زير مجموعه.  راحت باشيد با اين مفهموم.  اگر بالاسري فعال نداريد يکي رو الان پيدا کنيد.  با يک نفر کار کنيد.  از اون بخواهيد.  با يکي مشورت کنيد.  يک نفر که در حال حاضر موفق بوده به v- team  مراجعه کنيد.  به سر تا سر دنيا ميره و عمل مي کنه.

و آخرين نکته البته اين به اين معني نيست که مهم نيست.

تقاضاي من اينه که اگر مي خواهيد چيزي بسازيد کاري کنيد که براي 25 سال بمونه.  اگر مي خواهيد چيزي بسازيد که ازش بچه هاتون استفاده کنن.  آينده قدرتمند براي خودتون و خانوادتون و تيم خود بسازيد و اونو روي پايه ارتباطات بسازيد.  به خاطر اينکه qi ,qn, v team ,goldquest,qvi شرکت هاي مشترک نيستند ولي همه يک خانواده هستند باور کنيد يا نه ما يک خانواده بزرگ و خوشحاليم و به خاطر اينه که مي ريم به سراسر دنيا و زندگي ها رو تغيير مي ديم.  تفاوت ايجاد مي کنيم و رکورد ها رو مي شکنيم. به طوري که توسط هيچ شرکت ديگه اي انجام نميشه.  اگه leader هاتون رو نگه داريد اونها مي مونن و سراغ شرکت هاي پشه اي نميرن و شرکت هاي پشه اي باقي نمي مونن.

Vj مي گه با اينکه ما موفقيت زياد داشتيم ولي هنوز در ابتداي کاريم.

 

منبع : وبلاگ Qi-Iran

  تيم مولتي بيليوني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 0:17  توسط mrb 

متن صحبتهاي پاتمن 2004؛

 چهار اصل مهم براي پايه گذاري يک نتورک-(قسمت اول)

تجربه من توي اين 5 سال و سفرهاي زيادي که رفتم در مورد اين کار متوجه شدم که خود بخش آموزش از قسمتهاي مختلفي تشکيل شده متدهاي زيادي هستند و سردرگمي هاي زيادي وجود دارند. کتابهاي مختلف مي خونيد. تو اين 5 سال کنارleader هاي بزرگي بودم مثل جوزف بيسمارک, وي جي و . . . کتابهاي زيادي خوندم جلسات زيادي شرکت کردم. هر چه ياد گرفتم خلاصه کردم به يک متد 4 اصله.

تو 60 سال گذشته که صنعت network marketing از سال 1959 شروع شده ابزارهاي زيادي وجود نداشت براي دريافت جرياني از اطلاعات. ولي الان هر کتابخانه که مي رويد يک بخش اختصاص بهnetwork marketing وجود دارد که اطلاعات از a…z در آن وجود دارد ولي يه مشکل بزرگ وجود داره که filter در اين مورد وجود ندارد که اين متدها را استفاده کنيد يا نه. کتاب مي خونيد اگه خوشتون بياد اعمال مي کنيد بدون مشورت از leader هاتون که مشکل بزرگي به وجود مي آورد. ولي قشنگي کار quest net سادگي اين کار است در طول 5 سال گذشته نخواستيم چيزي رو پيچيده کنيم. قصد ما فقط ساده سازي طرح است. (Simple to do)

من به جاهاي زيادي رفتم تو اين 5 سال و جلسات آموزشي برقرار کردم که اونها رو خلاصه کردم به 4 قسمت اصلي.

شما اين 4 اصل مهم و پايه اصلي رو احتياج داريد که يک network خوب بسازيد. هر جا که مي رفتم از من مي پرسيدن راز موفقيت شما چي هست. مردم ميگن تو سفر هاي زيادي مي ري و ماشين و خونه خريدي. کلي درآمد ايجاد کردي همه مي پرسن راز موفقيت شما چي هست ولي من هيچ جواب مستقيم نداشتم.

موفقيت ها در network marketing به چيزهاي زيادي بستگي داره مثلا داشتن يک up line خوب، داشتن اطلاعات زياد و داشتن ابزار آموزشي که استفاده مي کنند و. ... ولي اگر بخوام خلاصه کنم مي رسيم به اين مطلب که من network marketing رو از 23 سالگي شروع کردم تازه از مدرسه فارغ التحصيل شده بودم و تازه يک وکيل تازه کار بودم بعد به صورت 24 ساعته کار رو شروع کردم و اعتبار زيادي هم بين دوستانم نداشتم. خيلي جوون بودم و حلقه تاثيرپذيري خودم شامل يک سري دانش آموز بود که سرمايه اوليه اين کار را نداشتن. مبارزه سختي رو شروع کردم تو 5 سال گذشته بزرگترين ريسک زندگي خودم رو انجام دادم پر از ماجراجويي و يک سازمان بزرگ ساختم با برادرم و تيم جالبي از مردم و هر کسي که منو ميبينه مي پرسه راز موفقيت شما چيست. همه فکر مي کنن راز موفقيت به مهارت بازاريابي يا قدرت بيان يا قدرت متقاعد ساختن مردم است. بعضي ها طرز لباس پوشيدن و ظاهر منو باعث موفقيت مي دونن ولي بايد بگم براي من پايه اصلي چيز ديگريست اينو براي همه network marketer ها بگم که بايد اين نکته رو خيلي جدي بگيرند. راز موفقيت من خيلي ساده است.

از 1999 تا 2004 راز موفقيت من اين بوده که:

ستون اول

NEVER SWITCH OFF

خيلي ها مي پرسن NEVER SWITCH OFFيعني چي؟

خيلي ها از network marketing شرکت هاي مختلف آمدن و مي گن اين صنعت جواب نميده.network marketing کار نمي کنه ديگه جواب نمي ده. ميگن ما اين کار رو شروع کرديم ولي شکست خورديم. ما پول گذاشتيم 6 ما زحمت کشيديم ولي شکست خورديم.

اينو بگم اولين قانون طلايي صنعتnetwork marketing : نمي تونيد شکست بخوريد. تو اين صنعت شکست غير ممکن است. تنها راه شکست تو اين صنعت اين است که بگذاريدش کنار. اگر متوقف بشيد پولي در نمي آيد اگه متوقف بشيد شکست مي خوريد. خيلي ساده. خيلي از مردم 2 هفته کار ميکنند با انگيزه و شور و حرارت و بعد از 2 هفته مرخصي ميگيرن و بعد 2 هفته کار مي کنن و بعد 6 ماه مرخصي و بعد از 11-12 ماه ميگن اين کار نمي کنه ولي فکر کنيد در موردش. ميتونيد انتظار امپراطوري مولتي بيليون و صنعت مولتي بيليون و تيم مولتي بيليوني از اين شرکت داشته باشيد با 2-3 هفته سخت کار کردن. اصلا معني مي ده. از هر زاويه نگاه کنيد. حقيقت اينه که همه افرادي که در يک دوره مخصوصا در ابتداي کار اونها switch off کردن و يک مرخصي گرفتن و تمرکز خود را از دست دادند. خصوصا در يک سال اول کار. مثلا عروسي نوه عمه همسايه بوده رفتن اونجا و براي 3 ماه قطع شدن يا کاري رو گرفتن و تمرکز از دست دادن. اگر از من بپرسيد راز موفقيت من چي بوده از 1999 تا 2004 هرگز switch off نشدم تا امروزquest net رفته جز سيستم بدن من تو رگهام جاري هست و من switch off نمي کنم من خيلي استعداد نداشتم اعتبار خاصي نداشتم خيلي آدم مردمي نبودم ولي اين نکته مهم را داشتم. مصر بودم و پيوسته کار مي کردم. هيچ وقت مرخصي نگرفتم و switch off نکردم و اين ساده ترين چيزي هست که بايد بدونيد در صنعت network marketing خيلي از مردم يک ماه سخت کار مي کنند و بعد يک مرخصي 3 ماه مي گيرن و اين اصلا معني نداره. VJ که LEADER من هست مردي که توانست quest net را از صفر به اينجا برساند و امروز يکي از بزرگترين شرکت هاي network marketing در دنيا باشد. به من گفت network marketing مثل هل دادن ماشين هست من مطمئن هستم شما ماشين هل دادين وقتي روشن نمي شه يا بنزين نداره. سخت ترين قسمت هل دادن ماشين اولش هست. خيلي سختي مي کشين وقتي چند متر اول را هل مي دين. به خاطر اينکه تمام وزن کار روي شماست. سختي مي کشيد هل مي دين و هل مي دين بعد از مدتي ديگه لازم نيست کار سختي انجام بدين چرخها راه ميفتن و نيروي حرکت آني است که به وجود مي آيد و شما انگشت ميگذاريد روي ماشين و با اون حرکت مي کنيد. به اين سادگي. اونهايي که تا به حال ماشين هول ندادند به من اعتماد کنند اين اتفاق مي افته. ولي بسياري از مردم که وارد اين صنعت مي شن شيوه متفاوت دارند. اونها ماشين رو 3 متر هول مي دن بعد مي ايستند باز هل مي دن و مي ايستن. مطمئن هستم هنوز به 10 متر نرسيده سکته مي کنن. به خاطر آنکه هر وقت مي ايستن مي خوان دوباره را بندازن نيروي زيادي مصرف مي کنن براي نيروي حرکت آني. هميشه سخت ترين قسمت شروع کار است.

تجربه اي که من ازleader هاي بزرگ داشتم ياد گرفتم که اونها خيلي خوب شروع مي کنن. هر کس تو اين کار مياد خيلي start خوبي ميزنه. اونها هيجان دارن براي اينکه با يک شرکت جالب کار مي کنن که خط محصولات خوب داره و شروع مي کنن به کار براي 3 هفته. همه کاري مي کنن از آموزش و present . روزي 25 دفعه به leader ها زنگ مي زنن. ولي بعد از 3-4 هفته اکثرا مرخصي مي گيرن و switch off مي کنند. مي گن pathman من بايد برم 1 هفته کارامو انجام بدم. ولي به من اطمينان کنيد. اگه تو اين صنعت 1 هفته مرخصي ذهني بگيريد براي شما 1 سال وقت مي گيره تا برگرديد. براي 3 هفته مرخصي بگيريد چندين ماه طول مي کشه برگرديد. براي اينکه نيروي حرکت آني را از دست مي دهيد تا دوباره توي چرخه کار قرار بگيريد ولي اشتباه نکنيد منظورم اين نيست که 7 روز هفته کار کنيد و بقيه کاراتون را بگذاريد کنار. منظورم switch off فيزيکي نيست. بيشتر مردم 7 روز کار نمي کنن ولي من ميکنم. و هنوزم مي کنم. تو خونمه من مي تونم برم هر جايي و 7 روز هفته network marketing کار کنم. ولي اگه از کسي که تازه وارد مي شه بخواهيد 7 روز هفته کار کنه اون شوکه مي شه و انگيزشو از دست مي ده چيزي که من مي گم اينه که switch off ذهني نکنيد. network marketing بايد تو ذهن شما باشه منظورم از switch off اينه که مردم اين کار رو ذهني انجام نمي دن يه عروسي که مي رن همه چيز يادشون مي ره و switch off مي کنند البته من هم تو عروسي همه رو present نمي کنم بلکه اونجا کارت و تلفن مي گيرم و خودمو معرفي مي کنم و هفته بعد present مي کنم اين کاري که من ميکنم. اين يعني من هميشه در حال network marketing هستم مي خوام يه داستان براتون تعريف کنم. سفري به تايلند داشتم تو فرودگاه مادرم از من قول گرفت داريم مي ريم سفر تفريحي کار بي کار. cool باش ما تو فرودگاه قول داديم که کار نداريم تو سفر. تا رسيديم تو فرودگاه سوار يه تاکسي شديم راننده هندي بود. تا نشستم پرسيدم چند سال راننده هستي و وضعيت پولي و بدبختي و بيچارگي و سخت قلقلکم داد روز بعد تو آپارتمان طرف present گذاشتم و تو طول 2 هفته که اونجا بودم 14 نفر رو وارد کردم.

اگه قراره بريد تعطيلات اشکالي نيست به شرطي که شما switch off نکنيد. من 8 ماه سال تو سفرم تا مي تونم کارت ويزيت از اونها مي گيرم. مردم رو ملاقات مي کنم و کارت ويزيت داشته باشيد ولي من يک network marketer را با تعداد کارتي که ميده مقايسه نمي کنم. راحته بايستم تو ايستگاه اتوبوس و کارت بدم. توي network marketing کسي که تعداد کارت زيادي مي گيره موفق تره. توي يکي از سفر ها با 2000 تا کارت برگشتم. سفر بعدي که دارم به اونجا 2000 نفر رو دارم که ممکن هست وارد بشن. اين روش درست network marketing و ذهنيت آن است.

دفعه بعد که يک نفر آمد و گفت من وارد شدم و شکست خوردم بياريد پيش من و من از اون سئوال مي کنم خيلي راحت مي فهميم که اونها switch off کردن. براي switch off نکردن فعاليت زياده شما لازم است.

خوب حالا چه فعاليتهايي تويnet بايد کرد:training و آموزش وpresent و يه قهوه خوردن باleader هاتون يه potluck. همه اينها فعاليت network marketing است و شما هنوز switch off نشديد با اينکه شما مشغول present جدي نبودين شما با leader هاتون در ارتباط هستيد و switch on هستيد و ذهن شما با شرکتquest است. من متوجه شدم که بزرگترين مبارزه يک leader ـ switch on نگه داشتن مجموعه است. لزومي نداره 5000 نفر رو switch on داشته باشيد. کافي است 10-20 نفر را switch on داشته باشيد. مي توانيد يکي از بزرگترين شبکه هاي network marketing جهاني رو داشته باشيد. منطقي خيلي خيلي ساده داره.

قانون اول و ستون اول و قانون طلايي ما توي network marketing : اگه مي خواهيد موفقيت رو ببينيد هيچ وقت switch off نشيد و هرگز و هرگز و هرگز و هرگز.never never never never switch off

بلافاصله طعم موفقيت رو خواهيد چشيد. من اينو جايي خوندم بد نيست بگم که خيلي جالبه.

If you don’t quit you will make it

خيلي خيلي ساده است ولي تنها چيزي که ما لازم داريم. اگه جا نزنيد موفق مي شويد.

تنها راه شکست تو network marketing اينه يه روز صبح پاشيد و بگيد ديگه کار نمي کنم و ميزارم کنار. من نمي خوام اين کار رو انجام بدم و بعد مطمئنا شما موفق نخواهيد بود. همه همين طور هستند من leader هايي دارم که 1 سال کار کردن و نتيجه نديدند و 1.5 سال کار کردن و نتيجه نگرفتن و همون لحظه بود که مي خواستن switch off کنند تازه چسبيدن به کار و سخت کار کردن. ( طعم تلخ شکست را کساني چشيدند که تا چند قدمي پيروزي رسيدند) و يک روزي يک جايي اين اتفاق افتاد 2000 -3000 $ در هفته. در موردش فکر کنيد افراد زيادي هستند 9 ماه کار مي کنند نتيجه چنداني نميگيرند تصميم مي گيرن بگذارن کنار. سئوالي که دوست دارم در موردش بپرسم و خودم خيلي در موردش فکر کردم. چي ميشه که توي ماه دهم روز دوم اونها يه vj جديد يا kurt جديد به مجموعه اضافه مي شد. کساني که کل زندگي رو گذاشتن براي اين کار و منفجر مي شن در سراسر دنيا. مي خوام در موردش فکر کنيد. خيلي ساده است خيلي مردم مي گن switch off نکنيم اينه روش و تز شما. انتظار داريد من حساب کتاب کنم و رياضي و مکانيک بگم. شما احتياج نداريد 100 تا کتاب بخونيد در مورد صنعت و موفقيت. چون خيلي کساني که من ميشناسم و موفق بودن يک چيز داشتن never switch off. اونها با بچه ها مرخصي گرفتن ولي با leader هاشون sms مي زنن و روشن هستند و ارتباط با کل دنيا دارند. منظورم هست که هميشه switch on باشيد هيچ وقت جا نزنيد. خيلي ساده است ولي معني قدرتمندي داره. بنابراين اولين پايه و ستون و خلاصه کل آموزش network marketing اينه که never switch off

و شما بايد در اين حالت بمونيد اگر 3 ماه on بمونيد و اگر 6 ماه on باشيد تفاوت رو مي بينيد. ولي اگر قراره از اون مدلها باشيد که هي هل مي دن و ول مي کنن. حتما نابود مي شيد ولي اگر به هل دادن ادامه بدهيد چرختون راه مي افته و مي توانيد فقط يک انگشت روي کار داشته باشيد مثل ما درآمد زيادي خواهيد داشت و network شما در حال رشد خواهد بود که بايد هدف قرار بگيره و چيزي که بايد داشته باشيد تا رشد کنيد never switch off

ستون دوم

من کتابهاي زيادي خوندم و سمينارهاي زيادي رفتم و leader هاي زيادي ملاقات کردم و اين صنعت 60 ساله که داره کار مي کنه و 40 -50 ساله که به طور رسمي داره کار مي کنه پس ديگه نمي شه کل اين اصل رو ببريم زير سئوال اين کاري که 60 ساله داره انجام مي شه و مي خواهيم تو network خودمون پياده سازي کنيم من هر جا که cd ديدم و کتاب خوندم و جلسه رفتم مدام اينو شنيدم ارزش گذاشتن. من خودم هم منظور از ارزش گذاشتن رو نفهميدم. خيلي تحقيق کردم براي يافتن اين معني به خاطر اينکه همه شرکت ها و افراد موفق در اين صنعت در مورد آموزش حرف مي زدن. خوب تو 5 سال گذشته زياد شنيدم ولي الان همه در موردش حرف مي زنن و مي گفتن اين هسته ارزشمند network است. اگر اين آموزش را نداشته باشيم نميتوانيم اصلا کاري کنيم و اصلا network وجود نخواهد داشت. من خيلي روي آن اصرار مي کنم و جدي گرفتم من اين آموزش رو تو network خودم گسترش دادم و با تمام محدوديتها اونو خيلي قدرت بخش ديدم و بدون آن کسي network marketer نميشه. اگر آموزش نداشته باشيد قدرت لازم براي رسيدن به يک سازمان جهاني نداريد. از آموزش خيلي برداشت غلط شده. فکر کنيد که من اينجا هستم و مي خوام leader خودم vj را معرفي کنم و حق انتخاب دارم اول مي گم خانم ها و آقايان vj رو مي خوام دعوت کنم خيلي ها چون جديد هستند فقط دست مي زنيد و ميگيد اينه آقاي vj. مدل دوم اين باعث افتخار منه که اينجا ايستادم و اين حق به من داده شده که شخصي را معرفي کنم و تا جايي که من مي دونم ايشون باعث شده که من الان اينجا باشم و به موفقيت ها برسم اون leader و برادر من هست و تونسته اين شرکت رو گسترش بده به سراسر دنيا کسي که تا امروز 1000 تا زندگي رو در دنيا عوض کرده و هنوزم داره اين کار رو انجام مي ده و صداقت اون زبون زد همه هست. من آرزو دارم با استاندارد هايي که اون داره بتونم زندگي کنم. بنابراين من هيچ چيز جز تشويق بلند براي ايشون قبول نميکنم. حالا ديديد تفاوت دو تا دعوت رو که مربوط مي شه به آموزش. خيلي از مردم آقاي vj رو نميشناسن. اون جور که من مي شناسم. من احترام خاصي براش قائل هستم چون معرفي کاملي انجام نشده بود. خيلي خوبه که ارزش قائل بشيد تا بتونيد با قدرت ارتباط موثري با اونها برقرار کنيد. اين خيلي مهمه ارزش گذاشتن.

که به دو قسمت تقسيم مي شه کلمات و حرکات و عملکرد:

اين 2 حالت رو به خاطر بسپاريد. کلمات همون چيزايي بود که من بهتون گفتم با اين صحبتهام. البته در خيلي از جاهاي دنيا با اين کلمات ميونه خوبي ندارن. اين بخشي از فرهنگ است. هر کشوري باشيد اروپا، امريکا. .... بخشي از فرهنگ است شما به طور روزانه به مردم ارزش مي دين. مردم و والدين و رئيس و leader هاتون را ارزش مي ديد. آدمهاي زيادي رو ارتقا مي دين البته اونها کساني هستند که لياقت دارند. اين قانون اول هست که بايد در اين ارزش گذاري کاملا صادقانه و حقيقي باشه.

فرضا مي خوام کسي رو دعوت کنم روي صحنه کسي که تا حالا توي هيچ جمعي حرف نزده. من بگم خانم ها و آقايان نفر بعدي يکي از سخنگوهاي حرفه اي است تنها سخنگويي که تو دنيا ديديد و همه رو تحت تاثير قرار ميده. 4000 $ مي گيره 1 ساعت حرف بزنه آقاي. ...

اون مياد بالا و نمي تونه حرف بزنه و مي لرزه و...ام. ..ام. .........

مي فهميد پس معرفي و ارزش گذاري من حقيقي نبوده البته اين مربوط به طرف نميشه ارزش گذاشتن بايد حقيقي باشه.

فرضا: به من کمک کنيد کسي رو مي خوام دعوت کنم که خيلي خوش تيپ تر از Tom Crouse است خوب طرف بايد خوش تيپ باشه.

ارزش گذاري بايد اولا حقيقي باشه دوما بايد با کلمات و عملکرد باشه.

حالا از عملکرد بگم. فرض کنيد ما تو يه رستوران با چند تا از leader ها نشسته ايم داريم برنامه ريزي مي کنيم براي کارامون در همون لحظه vj وارد رستوران مي شه و مياد سراغ ميز ما. من بايد چه کنم از جا پاشم؟ نه بايد از جا بپرم و صندلي خودمو بدم به اون و براي خودم يه صندلي جديد بيارم به اين مي گن احترام لازمه و بجا.leader هاي من که اين صحنه رو ببينند ميفهمن که برام خيلي مهمه و اين يکي از مفاهيم نيرو بخش هست. و اين قدرت رو ميده به لغاتي که شما با اون فرد رو معرفي مي کنيد. مي فهميد که اگه بگم فلاني يکي از دوستان خوبه منه شما گوش نميديد به حرفاش ولي اگه بگم اين طرف کسي است که زندگي منو کاملا عوض کرده به اين ترتيب شما گوش مي دهيد يا يه مدل ديگه. فرض کنيد بعد از جلسه present وقتي کارتون تموم شده دارن در مورد کار 1 خريده و 2 خريده. .. ازتون سئوال مي کنند همون جا يکي از بالا سري ها رد مي شه حالا چي کار مي کنيد. طرف رو معرفي مي کنيد. مي گيد خواهشا گوش بديد وقتي داره صحبت مي کنه. اون يکي از مهمترين مديران ماست. يک network marketer عالي يکي از بهترين ها و قدرتمندان. لطف ميکنيد براي اين دوستان حرف بزنيد؟ آنها خفه مي شن و گوش مي دهند. اينه قدرت ارزش گذاشتن. بدون اين ارزش گذاشتن ها کلمات شما مشکل زيادي در زمينه قدرت دارند به خاطر داشته باشيد ارزش گذاري دو طرفه هست. براي بالاسري ها و زير مجموعه ها. بنابرين انتظار نداشته باشيد فقط زير مجموعه ها شما رو ارتقا بدهند. شما هم بايد اونها رو ارتقا بدين. با اين کار به اونها قدرت مي رسونيد و يک درجه اونها رو بالا مي بريد. اعتماد بنفس در اونها ايجاد مي کنيد و اونها مي تونن network قدرتمند بسازند. حالا يکي از leader هاتون مياد با يکي از زير مجموعه هاي جديدش کلي از شما تعريف مي کنه. شما هم ميگيد تو خيلي خوش شانسي که با اين leader من هستي اون يکي از بهترين هاي من هست اون کاپيتان ارتش من هست. کاري که اون تو 6 ماه گذشته کرده کمتر کسي کرده. اون يک network marketer مادرزادي هست و تو خيلي خوش شانسي. اين يک ارزش گذاري دو طرفه هست. اگر فقط منتظر ارزش گذاشتن ديگران هستيد مشکل براتون پيش مياد. راه اشتباهي رفته ايد اين حقيقت امر است. ارزش گذاشتن به منظور بت سازي نيست براي اينکه کسي را خيلي بالا ببريد. ارزش گذاشتن لغاتي ساده است که شما استفاده مي کنيد و به طرف مقابل قدرت مي ديد براي کسي که اونو نمي شناسه تاثير پذيري بيشتري داشته باشه.

حقيقت ساده ارزش گذاري يکي از وسايل قدرت منه که leaderها رو قدرت مي ده به اونها اعتماد بنفس ميده و اونها ميرن بيرون يک network قوي مي سازند و اينو باور داشته باشيد اين مفهوم در networkهاي ديگه کمتر ديده مي شه ولي بعضي network هاي قوي رو ديدم که جديدا دارن اينو تمرين مي کنند. به خاطر داشته باشيد ارزش دادن شما حقيقي باشه شامل 2 قسمت رفتار و لغات زياده روي نکنيد متوجه هدفي که پشتش هست باشيد. اين نشونه احترام شماست و قدرت به افراد ديگه مي ده و کاملا ضروري است. شما مي تونيد توي جلسات و سمينارها و vcd ها و vcon هاي زيادي شرکت کنيد اونجا هم اين ارزش دادن ها رو مي تونيد ببينيد با چند راه عملي. اميدوارم که اصول ارزش گذاري رو متوجه شده باشيد يه عنوان يک ستون حياتي و اگر درست اعمال شود يک network قوي مي سازيد و به افراد قدرت بالايي مي دهيد.

ستون دوم ارزش گذاري خيلي حياتي است و اگر درست اعمال کنيد يک network قوي و افراد قدرتمند در مجموعه داريد.

 

منبع : وبلاگ Qi-Iran

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آذر1384ساعت 21:55  توسط mrb  | 

  مدير عامل شرکت فناوري اطلاعات:

تنها سايت‌‏هاي مستهجن را فيلتر مي‌‏كنيم

خبرگزاري انتخاب(۷ آبان ۱۳۸۴) : فيلترينگ سايت‌‏هاي مستهجن، غيراخلاقي و ضد ديني به معني مسدودسازي اينترنت نيست.

مهندس رضا رشيدي ، مدير عامل شركت فناوري اطلاعات ، درگفت و گو با خبرنگار ايلنا ، با بيان اين مطلب اظهار داشت: در حال حاضر كنترلي كه بر سايت‌‏هاي اينترنتي انجام مي‌‏گيرد در همه جاي دنيا ديده مي‌‏شود و اين ارتباطي با مسدود سازي اينترنت ندارد.
وي ، افزود: شركت دلتا گلوبال به عنوان برنده مناقصه فيلترينگ تنها مي‌‏تواند سايت‌‏هاي غيراخلاقي را فيلتر كند كه اين به معني مسدود سازي نيست.
رشيدي ، گفت: كميته تعيين مصاديق شوراي انقلاب فرهنگي سايتي كه از لحاظ سياسي ، ديني و اخلاقي اشكال دارد را مسدود اعلام مي‌‏كند و وزارت ارتباطات در اين باره هيچ نقشي ندارد.
مدير عامل ديتا ،‌‏ در پاسخ به اين سوال كه آيا مسدود سازي باعث هدايت اينترنت در اجلاس WSIS منافات دارد، خاطرنشان كرد: كسي نمي‌‏خواهد اينترنت را مسدود كند و فيلترينگ جداي از اين بحث است.
وي ، حضور ايران را در اجلاس WSIS بسيار مثبت ارزيابي كرد و گفت: بايد مشاركت كشور ما در مجامع بين‌‏المللي بيشتر و پررنگ‌‏تر باشد.
مهندس رشيدي ،‌‏ با بيان اينكه برگزاري اجلاس‌‏هايي همچون WSIS به حاكميت آمريكا در زمينه اينترنت پايان مي‌‏دهد، تاكيد كرد: بايد تعداد كشورهايي كه در اين مجامع شركت مي‌‏كنند بيشتر باشد تا از زواياي مختلف حرفي براي گفتن داشته باشند.

وي ،‌‏ يادآور شد: حاكميت اينترنت نبايد تنها در دست يك كشور باشد ؛ چرا كه اين مسئله بين‌‏المللي است و هدايت اينترنت بايد به مشاركت گذاشته شود.
مديرعامل شركت فناوري اطلاعات ، حضور كشورهاي مختلف جهان سورم را در اجلاس WSIS تاثير‌‏گذار برشمرد و تاكيد كرد: حاكميت اينترنت بايد جهاني شود.
وي ،‌‏ در پايان گفت: حضور كشور ما در مجامع بين‌‏المللي با توجه به نيروي انساني ، فني ، استعداد ، توان و درآمد بايد پررنگ‌‏تر شود.

 اينترنت يا فيلترآباد؟

خبرگزاري انتخاب (۴ آبان ۱۳۸۴): افزايش فيلترينگ بي منطق شركت پارس آنلاين باعث اعتراض وبلگ نويسان شده است.

در همين مورد نويسنده وبلاگ «فريادنامه» نوشته است: این اینترنت ADSL پارس آنلاین تو سرش بخوره!! لامصب هر چی فیلتر شکن بوده، فیلترکرده! واقعاْ که دستش درد نکنه! دیگه هیچ جا نمی شه رفت! نه بلاگ رولینگ، نه برخی از وبلاگ ها، نه گزاگ و  نه بعضی از سایت های خبری. باید به این شرکت تبریک گفت و پیشنهاد داد که در تبلیغاتش زین پس به جای واژه نامانوس «اینترنت» از «فیلتر آباد» یا «فیلترکده» استفاده کنه!!  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 12:51  توسط mrb 

اعتبارات Quest Internatinal 

* محصولات Quest Technologies

*14آوريل 2005 شركت بين المللي كوئست نت اينترنشنال واقع در هنگ كنگ اعلام كرد كه شركت United Networks كه يكي از بزرگترين شركتهاي خصوصي مخابراتي در لندن است را تحت حمايت خود قرار داد .

*محصول Exactpay

*سرمايه گذاري در صنعت توريست وفروش يک محصول به عنوان QVI
*51% هتلهاي آسيايي 5 ستاره به بالا(30%برابر 420هزار روپيه)

*خريد يک جزيره در مالديو به طور کامل
*51%سهام کمپاني b.h.mayer mint
* V-team: هر سال ، در حدود 30 سمينار علمي عظيم ، در نقاط مختلف دنيا و در کشور هاي مختلف ، برگزار ميکند .

* Qi Rhythm: نام قسمت عام‌المنفعه Qi مي‌باشد

*بيشترين کمک در سيل گلستان به ايران
*دادن مبلغ 5000دلار به افرادي که در زلزله جنوب هند که TC داشتند
*دومعدن طلا درماکاوو چين
*
توسط بزرگترين مرجع رسيدگي و نظارت بر کمپاني‌هاي نتورک مارکتينگ يعني : دادگاه IAC ، به شکل کامل تاييد شده و تا امروز حتي 1 شکايت از Qi به دادگاه IAC ارائه نشده . کمپاني‌هاي نتورکي که در دادگاه IAC عضو نباشند ، از نظر اعتبارات بين المللي و اعتماد اذهان عمومي آگاه ، شرايط جالبي ندارند . کمپاني Qi تاجايي پيش رفته که دردادگاه عظيم IAC داراي کرسي مي‌باشد . تنها کمپاني‌اي که در ايران فعاليت مي‌کند و عضو دادگاه IAC مي‌باشد ، کمپاني Quest International مي‌باشد .

*شبکه‌ي تلويزيوني اختصاصي

*اول ژوئن 2005کمپاني Qi مفتخر به دريافت گواهي ايزو 9001 شد

*دادن تمام ضرر و زيان مردم ايران که به اسم گلدكوئست سر آنها کلاه گذاشتند
*امضاي موافقت نامه بين شركت گلدكوئست و وزارت توريست و گردشگري كامبوج براي ضرب سكه كلكسيوني " آنگور وات " . 22 سپتامبر 2004

*شركت گلد كوئست اسپانسر همايش " Disney on Iceـ انيميشن زشت و زيبا " در مالزي ، با حضور 200 كودك يتيم و بي سرپرست شد. نوامبر 2003

*شركت گلد كوئست اسپانسر مسابقات بدمينتون 2003 قهرماني جهان ، در بيرمنگام انگلستان شد. ژولاي 2003

* استقبال از سفير كشور فنلاند در غرفه GQI نمايشگاه بين المللي سكه سنگاپور. مارچ 2003

*گلد كوئست افتخار آنرا داشت تا در مراسم شام شاهزادة تايلند به مناسبت پيوستن سكه بودا به مجموعه سكه هاي كلكسيونري شركت كند. نوامبر 2003 ، بانگوك

* برگزاري مراسم امضاي موافقتنامه بين GQI و " گروه جهاني جوانان پيرو بودا " به جهت ضرب سكه هاي كلكسيوني بودا. سپتامبر 2002

*گلدكوئست ، اسپانسر مراسم " شب خيرية كمك به سالمندان و سالخوردگان " در سنگاپور شد. سپتامبر 2003

* از سوي " مگاواتي سوكارنو " رئيس جمهور كشور اندونزي ، گواهينامة ضرب سكه هاي كلكسيوني " بونگ هاتا " به شركت گلد كوئست اعطا گرديد. آگوست 2002

*برگزاري مراسم امضاي موافقت نامه بين گلدكوئست و فدراسيون جهاني بدمينتون بمنظور ضرب سكه كلكسيوني " رودي هارتونو " در بانگوك 2002

*برگزاري مراسم مهماني خصوصي با حضور نخست وزير كشور اندونزي " عبدالرحمن وحيد " و مسئولين اجرايي شركت گلدكوئست. 2002

* امضاي موافقت نامه بين گلدكوئست و وزارت فرهنگ و گردشگري هند براي ضرب سكه " بوربودور ". 2002

*گلد كوئست به عنوان توزيع كننده رسمي سكه هاي كلكسيوني مسابقات جام جهاني فوتبال 2002 انتخاب گرديد.

*بازديد دكتر " ماهاتير محمد " رئيس جمهور مالزي از غرفه گلدكوئست در نمايشگاه پول و سكه مالزي . 2002

* امضاي موافقت نامه بين گلدكوئست و سازمان غذا و كشاورزي ملل متحد (FAO) در رم بمنظور ضرب سكه كلكسيوني "مادر ترزا" . نوامبر 2001

*كمك مالي شركت گلدكوئست براي تأسيس موسسه خيريه " سيوا " ( خانه سالمندان و سالخوردگان ) و شركت در مراسم افتتاحيه موسسه. هند 2001

* گلدكوئست به عنوان توزيع كننده رسمي سكه هاي يادبود المپيك سيدني 2000 انتخاب شد. 2000

*امضاي موافقت نامه بين شركت گلدكوئست و همسر "مگاواتي سوكارنو " ( رياست موسسه ياياسان كه وقف كمك به كودكان بي بضاعت در اندونزي شده است ) به منظور ضرب سكه كلكسيونري "سوكارنو" . 2000

* از هيأت اجرايي گلدكوئست براي شركت در جشن پادشاه كشور تايلند دعوت بعمل آمد و در اين مراسم مدال تقديري بخاطر كمك هاي مالي به قربانيان سيل تايلند، به شركت كوئست اينترنشنال اعطا شد. نوامبر 2001

*تقدير پاپ ژان پل دوم ، رهبر كاتوليك هاي جهان از هيأت اجرايي شركت گلدكوئست، در مراسم خصوصي كه بمناسبت ضرب سكه پاپ برگزار گرديد. مه 2000

*مايكروسافت از گلدكوئست به عنوان نتوركي ياد كرده كه تحت هيچ شرايطي امكان باز داشتن آن نيست و ويجي آن را به اسبي تشبيه كرده كه وقتي سوارش ميشوي و دور ميگيرد ديگر قادر به پياده شدن از آن نيستي .

*رئيس کمپاني Qi ( آقاي Vijay Eswaran ) يکي از افراد سرشناس در کشورهاي آسياي شرقي مي‌باشند ، که از محبوبيت و اعتبار بالايي به خاطر فعاليت‌هاي خيريه و نيز فعاليت ايشان در زمينه‌هاي فلسفي وعرفاني، و نوشتن کتابهاي بسيار سنگين ، عميق و کارآمد ، در وادي عرفان ، در بين مردم برخوردار هستند . به گفته‌ي آقاي وي جي اسواران ( رئيس کمپاني Qi ) ايشان به دنبال قرار دادن بيش ازيکصدنوع محصول ويژه وبي نظيردرسايت اين کمپاني براي بازاريابي ، مي‌باشند . . . ! ( در طي 5 سال آينده ) . . .

محصولاتي که تنها بهانه‌اي براي ورود افراد نباشند . . . و بازاريابان اين کمپاني به معناي واقعي افراد را در ابتداي امر واقعآ به خاطر محصول ، جذب اين کمپاني کنند . .

اهداف کمپاني Qi : تسخير بازار عرضه‌ي جهان , کمک به انسانهاي جهان براي بالا کشيدن خودشان و ارائه محصولات متناسب با مناطق جغرافيايي جديد

منبع : بلاگ كوئست اراك

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 13:2  توسط mrb 

قدرت كمپاني هاي نتورك ماركتينگ در پنج سال اول كاري مشخص مي گردد . چرا كه يك كمپاني در 2 سال اول فعاليت خود , بيش از 50 درصد احتمال شكست دارد و كمپاني كه 5 سال از عمرش بگذرد و فعاليتش ادامه يابد درصد شكستش 1 درصد خواهد بود و همينطور روند رو به رشد اين كمپاني اگر پس از 5 سال بيشتر از روند قبل از 5 سال باشد دليل بر قدرت آن كمپاني , امانتداري , تجربه عملي , پلان موفق , قدرت آموزش صحيح آن كمپاني و تعهد افراد عضو به يكديگر و همينطور به كمپاني است . زيرا يك كمپاني نتورك ماركتر در طول فعاليتش با نوسانات مختلف سياسي , اقتصادي , فرهنگي , اجتماعي و . . . مواجه مي شود و هر كمپاني كه در طول 5 سال بتواند فعاليت موفقيت آميزي داشته باشد , جاي پاي خود را به عنوان يك كمپاني موفق و هميشگي تثبيت كرده است . بين 4000 كمپاني نتورك ماركتر در دنيا تعداد كمپاني هايي كه از اين موضوع سر بلند بيرون آمده باشند از تعداد انگشتان دست فراتر نمي رود . كمپاني هايي مثل Amway از سال 1959 , FLP-Sky Blue-Biznat با بيش از 16 سال سابقه و كمپاني QI با بيش از 7 سال سابقه از معدود كمپاني هايي هستند كه پس از 5 سال قادر به ادامه حيات بوده اند . بطوريكه كمپاني مايكروسافت از QI بعنوان غول نتورك ماركتينگ دنيا نام برد . بررسي عوامل مختلفي از جمله سابقه يك كمپاني , گذشت بيش از 5 سال او فعاليت , اعتبار و سادگي پلان براي وارد شدن به يك كمپاني نتورك ماركتر موفق الزامي مي باشد.

ويژگيهاي يك نت ورك :

بعضي از كمپانيها در بدو ورود شرايط خوبي را براي جذب افراد بر مي گزينند . از جمله ادعاي سود بيشتر , تعداد جايگاه بيشتر و پرداخت كميسيون بيشتر در Step اول . در صورتيكه پرداخت سود به يك فرد در دراز مدت در كمپاني به هيچ وجه قابل محاسبه و تخمين نيست و سرمايه كمتر براي وارد شدن دليل بر سود بيشتر در دراز مدت نمي باشد .

دريافت محصول :

با در نظر گرفتن شرايط ايده آل در اين كمپاني ها از هر 400 نفر 1 نفر محصول دريافت مي كند و اين در حالتي ممكن است كه تصاعد كامل انجام شود در صورتيكه بصورت آماري و در واقعيت , از هر 1000 نفر 1 نفر محصول دريافت مي كند . يعني عملاً كمپاني با 50 عدد محصول مي تواند 50000 عضو را در پلان خود جاي دهد .

قيمت محصولات :

بعضي از كمپاني ها از قيمت بسيار پايين براي راه اندازي نتورك خود استفاده مي كنند و اين اشباع شدن مجموعه را در كوتاه مدت ميسر مي سازد و اين كمپاني ها نمي توانند عمر طولاني داشته باشند . بر طبق تحقيقات انجام شده بر روي فرهنگ و ميزان درآمد ملل مختلف فقط در صورتيكه محصول يك كمپاني بالاي 300 دلار باشد امكان دوام آن پس از 5 سال امكانپذير است , چرا كه در غير اين صورت رشد كمپاني در 2 سال پس از فعاليت به حال تعليق در خواهد آمد و عده زيادي كه پول پرداخت كرده اند و فعاليت نكرده اند يا موفق نشده اند , باعث ايجاد مشكل براي كمپاني خواهند شد و فعاليت كمپاني را فلج خواهند كرد. اين قضيه براي كمپاني هايي كه بابت پول دريافتي محصولي نيز پرداخت نميكنند يا پرداخت محصول خود را منوط به فعاليت در چندين Level ميدانند , بسيار مشكل آفرين خواهند شد و نيز بدليل مبلغ ورودي پايين افراد تجارت را جدي نمي گيرند و براي آموزش هم وقتي صرف نمي كنند و سرعت مجموعه باعث جلوگيري از همانند سازي و ساختن Leader مي شود .

تعداد جايگاهها :

قدرت يك مجموعه نتورك ماركتينگ به تعهد افراد آن و شناخت كافي از كمپاني و پلان آن مي باشد . تجربه نشان داده است كه يك فرد در نتورك ماركتينگ بطور ميانگين توانايي حمايت از 4 نفر را دارد . بنابر اين تعداد جايگاههاي منطقي در بدو ورود براي هر شخص مي تواند بين 2 تا 4 جايگاه باشد و عملاً جايگاههاي بيش از اين تعداد كارايي نخواهد داشت . چون هر فرد تا به سود رساندن هر كدام از اعضاي مجموعه اش را به سود برساند .

نتورك ماركتينگ در دو معني خلاصه ميشود : خواستن و تعهد و تعهد به 3 صورت مختلف بيان مي شود :

الف: تعهد به خود و خواسته هاي خود .

ب: تعهد به شغل و كار خود .

ج: تعهد به مجموعه خود و تك تك اعضاي مجموعه خود .

دوام يك مجموعه در ساختن افرادي با داشتن هر سه نوع تعهد مي باشد .

در يك مجموعه نتورك , مجموعه اي كه 2 تا 4 شاخه اش در حال رشد باشد توان رهبري بالايي مي طلبد. بعضي از كمپانيها از تعداد زياد جايگاه كه به افراد تازه وارد مي دهند به عنوان دليل بيشتر سود دار بودن به افراد ياد مي كنند در صورتيكه عملاً بين 2 تا 4 جايگاه افراد ميتوانند به رشد برسند و جايگاههاي ديگر عملاً براي هميشه غير فعال خواهند بود چون هر شخص با هر تعداد جايگاهي كه دارد بايد 1+n نفر را وارد مجموعه كند و او را حمايت كرده تا به سود برسد . ولي بعضي كمپاني ها كه مي خواهند امتياز بيشتري نسبت به ديگر كمپانيها نشان دهند , در بدو ورود جايگاههاي زيادي را به فرد مي دهند تا براي افراد جذابيت بيشتري براي ورود داشته باشند و اين را دليل بر كميسيون بيشتر ميدانند در صورتيكه عملا تمام جايگاههاي بالاي 4 تا بدون استفاده خواهند ماند و فقط بعنوان يك روش براي جذب افراد در مقايسه با كمپانيهاي ديگر استفاده مي گردد .

زمان استفاده از محصول :

در بعضي از كمپاني ها محدوديت زماني براي استفاده از محصولات ( بطور مثال محصولات خدماتي ) وجود دارد و اگر در زمان مثلاً يك سال محصولات استفاده نشود محصول از بين خواهد رفت و اگر هم استفاده شود بايد براي باقي ماندن در چرخه دوباره از محصول خريداري كرد . اگر هر سال اين محصولات بصورت محدود خريداري نشود عملاً شخص از گردونه خارج خواهد شد . بنابر اين بايد هر ساله يا پس از اتمام اعتبار محصول قبل از يك سال , از همان محصول بالاجبار خريداري كند تا بتواند در جايگاه خودش باقي بماند و با فرض اينكه اين كمپاني ها تمام شرايط يك كمپاني نتورك ماركتر را داشته باشند , اگر در يك روند 20 ساله در نظر بگيريم بابت يك محصول در 20 سال بايد بيشتر از 20 بار پول پرداخت كنيم در صورتيكه خريد محصول بايد به اختيار خود شخص باشد نه به اجبار , در ضمن اگر عمر اين كمپانيها به 20 سال بكشد ‍‍‍‌!

ويژگيهاي ديگر :

يكي از ويژگيهاي نتورك اين است كه محصولاتي كه ارائه مي كند مختص گروه خاص با يك ويژگي خاص نباشد تا دوام و سود دهي تضمين شده اي داشته باشد و بايد همه پسند و همه فهم و متنوع باشد . همينطور قدرت يك نتورك به پلان ساده و قدرتمند آن است و كمپانيهايي كه راههاي پيچيده و غير قابل فهم دارند معمولاً با ايجاد ابهام در پلان سعي در فرار از پرداخت كميسيون در قسمتهاي مختلف را دارند و با اگر ها و شرايط خاص اعتقاد اعضا را در فعاليت با شك مواجه مي كنند.

+ نوشته شده در  شنبه 28 آبان1384ساعت 11:36  توسط mrb 

مشخصات يك كمپاني نتورك ماركتر :

مطلبي را كه در اختيار داريد از تلاش و تحقيق نظريه پردازان و موسسين نتورك ماركتينگ و نتورك ماركتر هاي بزرگ دنيا از جمله ريچارد پو نويسنده كتاب " موج چهارم " ( Wave 4 ) , و دكستر , ديگر غول نتورك دنيا جمع أوري شده است تا با اين اطلاعات مفيد بتوانيد مشخصات يك كمپاني نتورك ماركتر را شناخته و وجه تمايز أن را با ديگر كمپاني ها تشخيص دهيد .

در كتاب موج چهارم , نتورك ماركتينگ در قرن بيست و يكم و كتاب " قبل از ورود چگونه انتخاب كنيد . " ( How To Choose Before Entrance ) مطالبي در مورد يك كمپاني نتورك ماركتر موفق آمده است كه خلاصه اين مطالب مي تواند راهگشاي مفيدي براي شما و اعضاي مجموعه شما باشد .

بطور كلي و بر اساس قوانين نتورك ماركتينگ در دنيا يك كمپاني نتورك ماركتر بايد چند مشخصه اصلي را دارا باشد :

بايد بين المللي باشد و همينطور از اعتبار جهاني برخوردار باشد , يعني اگر محدود به يك مكان يا كشور خاص يا فقط بر طبق مشخصات فرهنگي و اجتماعي يك كشور باشد , محكوم به شكست و تعليق در همان محل محدود خواهد بود و شامل قوانين جهاني نتورك ماركتينگ نخواهد بود .

محصولات ارائه شده توسط كمپاني بايد بصورت نتورك ماركتينگ قابل عرضه باشد . يعني بر طبق قوانين جهاني نتورك ماركتينگ , يك كمپاني نتورك ماركتربايد محصول خود را در زماني كه مشتري قادر به پرداخت كامل مبلغ آن باشد ارائه دهد . يعني اجباري براي خريد قسطي وجود نداشته باشد . قابل توجه است كه كمپانيهايي كه محصول خود را در دراز مدت و اقساط زياد ارائه مي كنند نتورك ماركتر نيستند و فقط از تصاعد براي بدست آوردن پول استفاده مي كنند و محصولي كه ارائه مي شود نسبت به افرادي كه وارد مي شوند درصد بسيار جزئي است . مثلاً بعضي از كمپاني ها محصول شان را در تعادل 168 به 168 ارائه مي كنند اين بدان معناست كه 337=1+168+168 نفر كه وارد مجموعه شده اند فقط يك محصول ارائه مي شود و اين با تعريف نتورك ماركتينگ , كه رساندن مستقيم محصول از كمپاني به مشتري است متناقض است .

قيمت محصول ارائه شده بايد بر طبق استانداردهاي جهاني تعيين شده باشد . يعني بر اساس مواد اوليه مصرفي , هزينه هاي توليد و هزينه هاي كمپاني تدوين شده باشد و نمونه كالاي ارائه شده با كالاي مشابه تفاوت چنداني نداشته باشد . ولي در بعضي كمپاني ها مخصوصاً كمپاني هايي كه محصول مجازي يا نرم افزاري مختبف ارائه مي كنند , قيمت كالاي ارائه شده با ميزان كارايي كمتر و گاهاً 180 برابر كالاي مشابه و قابل دسترس مي باشد در ضمن استفاده از آن در شرايط خاص امكان پذير مي باشد .

ريچارد پو در كتاب موج چهارم در قرن بيست و يكم مي گويد : كمپاني هاي زيادي به روش نتورك ماركتينگ پا به عرصه وجود مي گذارند و اين را مديون موفقيت كمپاني هايي هستيم كه پايه گذار اين صنعت شده اند .

بطورآماري كمپاني هايي كه از نتورك ماركتينگ استفاده مي كنند دو دسته اند :

1- كمپاني هايي كه موفق به ادامه فعاليت مي شوند .

2- كمپاني هايي كه عمر كوتاه مدتي دارند .

موفقيت كمپانيهاي نتورك ماركتر به عوامل مختلفي بستگي دارد , از جمله : امانتداري كمپانيها و صداقت موسسين در بدو تاسيس كمپاني و نحوه صحيح كميسيون , تعيين قيمت مناسب كالا , براي اشباع نشدن و . . . بعضي از كمپاني ها از تصاعد فقط براي بدست آوردن سودي كلان و كوتاه مدت استفاده مي كنند و به آينده آن كمپاني و افراد خريدار اهميت چنداني نمي دهند .

وي عمر آينده اين كمپاني ها را بين يك تا حداكثر سه سال ميداند و ميگويد : بدليل موفقيت بعضي كمپانيهاي نتورك ماركتينگ ديد عموم نسبت به نتورك ماركتينگ بر خواهد گشت و افراد ديد مثبتي نسبت به كمپاني هاي نتورك ماركتينگ پيدا خواهند كرد و اين فضا را براي عدهاي كه ديد كوتاه مدت براي يك كمپاني نتورك ماركتينگ را دارند مساعد خواهد كرد .

ادامه دارد . . .

با تشکر از علی رحمتی

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آبان1384ساعت 9:50  توسط mrb